ابو القاسم راز شيرازى

123

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

شرح تفصيلى « 2 » بدان به درستى كه حضرت امام عليه السّلام چون در باب سابق ، بيان سلوك الى اللّه را در منهج قلبى فرموده و قلب انسان لطيفه‌اى است مجرّد و مخفى از حواسّ ظاهرى و در تشخيص و فهم صحّت و سقم آن و تقلّب آن در مراتب ترقّى و تنزّل ، احتياج است سالك را به دستور العملى كه ميزان تميز و تشخيص حالات قلب شود و به واسطهء آن حكم كند بر ترقّى و تنزّل خويش ، لهذا حضرت امام ( ص )

--> ( 2 ) - اين قصيده از جناب شيخ سنائى قدّس سرّه در حاشيه صفحه‌اى كه شرح باب الاحكام مرقوم شده است بمناسبت ربط كلّى با مطالب اين فصل آورده شده كه عينا نقل مىشود : چون رخ به سراب آرى اى مه به شراب اندر * اقبالْ گيا رويد در چين به سراب اندر ور رأى كباب آرى از شكر ، شكارى را * الحمد كنان آيد جانش به كباب اندر جُلّابِ خرد باشد هرگه كه تو در مجلس * از شرم درآميزى شكر به گلاب اندر رازِ ارِنى ربّى در سينه پديد آيد * گر زخم زند ما را چشم تو بخواب اندر جانها بشتاب آرد لعلت بدرنگ اندر * دلها بدرنگ آرد لعلت بشتاب اندر هر لحظه يكى عيسى از پرده برون آرى * مريم‌كده‌ها دارى گوئى بحجاب اندر لطف تو درآميزد پاكى به گناه اندر * قهر تو برانگيزد ديوى بشهاب اندر هر روز بهشتى نو ما را بدهى زان لب * دندان نزنى هرگز با ما به ثواب اندر دانى كه خراباتيم از زلزلهء عشقت * كم‌رأىِ خراج آيد شه را بخراب اندر ما را ز ميان ما چون كرد برون عشقت * اكنون همه خودمان خوان ما را بخطاب اندر كى ما تو شديم اى جان ؟ ! نشگِفت كه از قوّت * دُرّاج ، عُقابى شد چون شد به عُقاب اندر اى جوهر روح ما درهم شده با عشقت * چون بوى بباد اندر چون رنگ به آب اندر يا رب چه لبى دارى كز بهر صلاح ما * خير آب همىباشد با ما به شراب اندر از دل چه كنى وقتى در عشق سؤال او را * در گوش ، طلب جان را چون شد به جواب اندر شِعْرى بسجود آيد اشعار سنائى را * هرگه كه تو بسرائى شعرش به رباب اندر اين ابيات هريك در خور شرحى عرفانى است كه در اين پاورقى مجال بيان آن نيست شايد ان‌شاءالله در پايان كتاب جبران شود .